مجنونان حق

مجنونان حق

گاه عشق آمد که رجعت به اصل
گاه یاد راهیانِ راه وصل
یاد یعنی یک تلنگر یک نگاه
یاد یعنی غصه و غم پیش از آه
یاد یعنی خاطرات دوستان
ذکر گل های غریب بوستان
یاد یعنی عشق یعنی زندگی
یاد یعنی از خودت شرمندگی
می توان بایاد بر غم چیره شد
بر عروج مهربانی خیره شد
می توان بایاد تا افلاک رفت
تا جوار لحظه ادراک رفت
یاد این پاکان چراغ راه ماست
در طریق عاشقی همراه ماست



برای جست و جو در مطالب وبلاگ،از کادر زیر استفاده نمایید***
آخرین تحلیل ها
  • ۱
  • ۰


زندگی نامه شهید امیر نظری ناظر منش

خانواده نظری در روز عید غدیر سال 1343 تولد سومین فرزند خود را در شهر 

مشهد جشن گرفت و نامش را به یمن آن روز مبارک «امیر» نهاد. او در پناه دستهای 

خسته پدر، در دامن مادری متدین و با تقوا همراه با آوای مداحان اهل بیت (ع) 

پرورش یافت. دوران کودکی را در مجالس سوگواری سالار شهیدان سپری کرد، و 

در همان زمان مؤذن مسجد گشت. برای اولین مرتبه تصویر چهره مهربان امام خمینی 

را در میان کتب پدر دید، و توسط اعلامیه های منتشر شده در منزل آیت الله شیرازی با 

افکار ایشان آشنا شد. با اوج گیری انقلاب اسلامی امیر همگام با مردم مبارز خشم و 

نفرت خود را نسبت به نظام جبار پهلوی ابراز نمود و یک مرتبه در مقابل منزل آیت 

الله شیرازی با مأموران رژیم درگیر شد. او در حادثه حمله به بیمارستان امام رضا 

(ع) دلسوزانه به یاری بیماران رفت. وی پس از پیروزی انقلاب به انجمن اسلامی 

دبیرستان پیوست اما با شروع فعالیتهای ضد انقلاب به عضویت حزب جمهوری درآمد 

و با برپایی نمایشگاه عکس و کتاب به افشای ماهیت این عناصر پرداخت. مدتی بعد به 

عنوان یک عضو فعال بسیج در پایگاه مسجد سجادیه به اقدامات فرهنگی و جذب 

جوانان همت گمارد. سال سوم دبیرستان امیر، مصادف با آغاز جنگ تحمیلی توسط 

رژیم عراق بود. او دیگر تاب ماندن در شهر را نداشت و به یاری برادران دلاور در 

جبهه های جنوب شتافت. در سال 1360 به عضویت گروه تخریب درآمد و پس از آن 

به عنوان مسئول گروه به آموزش نیروها جهت ایجاد معبر پرداخت و مدتی بعد دوره 

تخصصی انفجارات را سپری کرد. نظری در طول سالهای حضور ایثارگرانه اش 

چندین مرتبه مجروح گشت و در حالیکه قائم مقام تخریب تیپ 21 امام رضا (ع) بود، 

با گذراندن دوره ویژه غواصی به گردان یاسین ملحق شد و امیر نظری با عبور از 

تونل به عنوان نخستین خط شکن با اصابت گلوله به سرش، حماسه ماندگاری از خود 

باقی گذارد. پیکر خسته اش را به بیمارستان منتقل کردند. نظری در اسفند ماه سال 

1365 در شلمچه سر بر پیمان ازلی نهاد. مزار مطهرش در بهشت رضا یادآور 

شجاعت مردی است که اخلاصش زبانزد عام و خاص است.


خاطره ای از شهید را در

ادامه مطلب

بخوانید

بعد از مدتها به همراه امیر از جبهه برگشتیم. با تعدادی از رزمندگان برای دیدار امام (ره) راهی تهران شدیم. در مسیر حرکتمان، برای استراحت راننده ها مدت زیادی توقف کردیم. زمانیکه به جماران رسیدیم، همه از بازدید برمی گشتند، لحظه بسیار غمگینی بود، مجبور به بازگشت شدیم، وقتی امیر به منزل برگشت، نامه ای به امام (ره) نوشت و شدت علاقه اش را به ایشان ابراز نمود. «اماما، چون جنگ است، فیض دیدن شما نصیبم نشد، دلم می خواهد، یادگاری به من بدهید که با دیدن آن، همیشه یادتان در نظرم باشد.» مدتی بعد روح الله خمینی فرزند کوچکش را با فرستادن چند سکه شاد نمود. هدیه ای متبرک که آغشته به عطر یاس بود، و پیوند روحانی دلاور مرد رزمنده را با مقتدای خویش محکمتر می ساخت.


نظرات (۱)

  • امیر طالبی برمی
  • کاسه ات را بالا بگیر
    شاید همین حالا
    باران ببارد.
    .......................
    طالب


    ممنون از وقتی که میگذارید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی