مجنونان حق

مجنونان حق

گاه عشق آمد که رجعت به اصل
گاه یاد راهیانِ راه وصل
یاد یعنی یک تلنگر یک نگاه
یاد یعنی غصه و غم پیش از آه
یاد یعنی خاطرات دوستان
ذکر گل های غریب بوستان
یاد یعنی عشق یعنی زندگی
یاد یعنی از خودت شرمندگی
می توان بایاد بر غم چیره شد
بر عروج مهربانی خیره شد
می توان بایاد تا افلاک رفت
تا جوار لحظه ادراک رفت
یاد این پاکان چراغ راه ماست
در طریق عاشقی همراه ماست


http://instagram.com/majnoon.a98

برای جست و جو در مطالب وبلاگ،از کادر زیر استفاده نمایید***
آخرین تحلیل ها

۱۰ مطلب با موضوع «خواندنی ها» ثبت شده است

  • ۲
  • ۰


تاریخ تولد : 3/12/1337

محل تولد : رشت

تاریخ شهادت : 24/4/1361

محل شهادت : شلمچه

شهادت در عملیات :  عملیات رمضان

وضعیت تاهل : متاهل

تعداد فرزند :1

آخرین مسئولیت : فرمانده پادگان آموزشی المهدی (عج) چالوس

عضویت در : ارتش

مزار شهید : گلزار شهدای رشت


پاسدار شهید هرمز(میثم) محمد بیگلو در سوم اسفند سال 1337 در خانواده ای مسلمان و متدین در شهرستان رشت دیده به جهان گشود . با سپری کردن دوران خردسالی پا به عرصه علم و دانش نهاد و مراحل علمی را با موفقیت پشت سر گذاشت . در اوقات فراغت علاوه بر مطالعه کتابهای غیردرسی و تلاوت روح بخش کلام الله مجید به ورزش هندبال نیز می پرداخت و عنوان قهرمانی کشوری را نیز از آن خود نمود .

شهید میثم محمد بیگلو از سیما و اخلاق نیکو و پسندیده ای برخوردار بود و به همین دلیل مهر و محبت او به دل اطرافیان می نشست . او به ساده زیستن بسیار اهمیت می داد و دوست داشت هم تراز با مردم متوسط جامعه بپوشد و بخورد و زندگی کند ، لذا از هر گونه تشریفات و تجملات دنیوی در زندگی و محل کار پرهیز می کرد و به دیگران نیز ساده زیستن را توصیه می نمود .


ایشان در به زانو در آوردن نظام طاغوت و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی به همراه دوستان خود فعالیت و تلاش چشمگیری داشت و موتور حرکتی بود بین دوستان و جوانان و سهم بسزایی در به ثمر رسیدن نظام مقدس جمهوری اسلامی را در منطقه داشت و خدمات فراوانی کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای حفظ دستآورهای آن در تمامی صحنه ها حضوری شجاعانه و فعال داشت ، و در سرکوبی توطئه های ضد انسانی و ضد اسلامی منافقین بسیار زحمت کشید . و با تشکیل ارتش 20 میلیونی به عضویت بسیج در آمد و پس از مدتی کوتاه به همراه چند تن از دوستانش برای فراگیری فنون نظامی به تهران رفت و تحت نظر یکی از بهترین مربیان که سالها تجربیات نظامی در لبنان و فلسطین داشت بنام شهید (محسن چریک) فنون نظامی را فرا گرفت و همچون فولاد آبدیده گشت. و مجدد به شهرستان رشت مراجعت نمود و به آموزش نیروهای بسیج و سپاه گمر همت بست. شهید بیگلو در غائله انزلی زحمات زیادی را متحمل شد و آسایش و امنیت را به مردم شهید پرور تقدیم نمود. وی در توطئه دانشگاه که از سوی دشمنان اسلام و انقلاب تدارک و در صدد بودند این سنگر مقدس علم و دانش را تبدیل به جنگ و خونریزی نمایند ،شهید محمد بیگلو خدمات شایانی نمود و توانست این توطئه را در نطفه خفه کند. شهید بیگلو به همراه دیگر دوستانش در مدت یکماه برای ساختن پادگان نظامی چالوس همت ،و امکانات آموزشی را فراهم می کنند و بعنوان فرمانده پادگان آموزشی المهدی(عج) چالوس انتخاب و سه پایگاه آموزشی (ساری، رامسر، منجیل) نیز زیر نظر ایشان انجام می گرفت ، و در طول مسئولیت خود با همه مشکلات موجود در پادگان به آموزش نیروهای اعزامی با جدیت و پشت کاری عظیم خدمت نمود . با تلاش و همت والای شهید بیگلو خیل عظیمی از نیروهای رزمنده گیلان و مازندران دست پروردهً این مربی ارزشمند و متعهد به اسلام و انقلاب و مطیع امر ولایت بود، که توانستند در جبهه های غرب و جنوب به مقابله با خصم زبون و دیو صفت وابسته به شرق و غرب برخیزند و از خودشان رشادت و دلاوری و پایداری به یادگار بگذارند .

  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۱

فرهنگ شهادت و شهادت فرهنگ


شهادت در معنی لغوی به معنی گواه بودن است و شهید کسی است که در راه گواهی دادن به حق و درستی شهید شده است. 
از اوایل اسلام،یعنی بعد از نازل شدن آیه 39 سوره حج بود که اجازه مقابله با کفاری که به اموال مسلمین تجاوز کرده بودند را داد و بعد از آن بود که فرهنگ شهادت در بین مردم مسلمان جامعه اسلامی رواج یافت.
شهادت،در نزد خداوند ثواب و اجر بسیاری دارد که یکی از آنها بخشش تمام گناهان بجز حق الناس است که برای یک مومن می تواند آرزویی بزرگ باشد.در دوران حکومت پهلوی،دولت پهلوی علاوه بر تضعیف عفاف و حیا در جامعه سعی در تضعیف روحیه ایثار و مجاهدت نیز داشت تا از قیام های مردمی جلوگیری کند و امام خمینی نیز با یاد آدری و تقویت این روحیه در مردم توانست این حکومت را سرنگون و حکومتی اسلامی به وجود آورد .
با این توضیحات می توان درک کرد که مسئله جهاد و شهادت یکی از ارکان اصلی حکومتی اسلامی است که گفته امام خمینی که فرمود:"بکشید مارا،ملت ما بیدار تر می شود."این گفته را صدق می کند.
نمونه ی اعلای ایثار و جهاد،8 سال دفاع مقدس است که ملت غیور ایران با شنیدن ندای هل من ناصر رهبرشان؛خمینی کبیر به یاری او شتافده و جان خود را نثار او کردند.در حقیقت در آن زمان جوانان به وظیفه خود عمل کردن و حفظ این ارزش ها را بر عهده ما گذاشتند ولی ما چه کردیم..!!!
****

"دیروز از هرچه بود گذشتیم و امروز از هرچه بودیم گذشتیم"این سخن به حق شهید نور علی شوشتری است که بیان حال ما است که علی رقم گذشته امروزه ما جوانان نه به وظیفه خودعمل نمی کنیم هیچ بلکه داریم با ثمرات خون آن دیگر عزیزان سفر کرده نیز داریم بازی می کنیم.
مهم ترین جمله ای که در بیشتر وصیت نامه های شهدا پیدا می شود این است که "از خواهران گرامى خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است "ولی آیا ما توانستیم خون بهای شهیدان را بپردازیم!
آری،تا دیروز عده ای برای حفظ فرهنگ شهادت می کوشیدند و خون خود را می دادند ولی امروزه عده ای برای شهید کردن فرهنگ می کوشند و دست به تن فروشی می زنند.این است تفاوت نسل گذشته با نسل امروزی!!

و من الله توفیق
رهرو شهدا
  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰

دیروز .... و .....امروز


دیروز از هرچه بود گذشتیم 

امروز از هرچه بودیم !

آنجا پشت خاکریز بودیم 

و اینجا در پناه میز.

دیروز دنبال گمنامی بودیم 

امروز مواظبیم ناممان گم نشود.

جبهه بوی ایمان می داد

اینجا ایمانمان بو می دهد.

جبهه سرزمین صداقت بود

اینجا پر از حسادت.

جبهه زمین جوانمردی بود

اینجا جوانمردی بر زمین می خورد.

  • رهرو شهدا
  • ۱
  • ۰


برای گفتن حرفم راه دوری نمی روم . از همین جمعه شروع می کنم ، همین جمعه که کوه می روی . یا نه! ،از طول هفته که درون شهر عبور و مرور می کردی تا با عجله به محل کار یا دانشگاهت برسی.

در شلوغی شهر ، کنار همین ترافیک سنگین ، در حضور همین روز مرگی ها ، نزدیک خانه ات ، محل کارت و یا داخل دانشگاهت حتی اگر چشم سرت را هم باز کنی کفایت می کند تا ستاره بارانی ،از قبور شهدای گمنام جلوی دیدگانت به تلالو بنشیند .

خیلی از ما حتی روزانه از کنار این منابع رحمت الهی گذر می کنیم ولی یا بی توجهیم ، یا صلواتی نثار روان پاکشان می کنیم و یا با دلسوزی ، که این ها جوانیشان و آرزوهایشان را گذاشتند و اکنون دستشان از دنیا کوتاه است و ما بهره مند از نعمت های دنیا ، فاتحه ای می خوانیم.

و چه خوش گفت سید شهیدان اهل قلم "پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند ، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند".

آیا تا به حال به آثار و برکات حضور این قبور نورانی در میان روزمرگی خود اندیشیده ایم ؟

اصلا چرا باید بر سر مزار شهدا رفت ؟ فقط برای آن که به یادشان باشیم ؟

برای آنکه بگوییم ما درک می کنیم ،شما برای راحتی ما رفته اید؟ برای آزادی وطن رفته اید؟

این ها درست ، ولی زیارت قبور شهدا بیشتر از اینکه تسلی خاطر باشد فواید زیادی برای خودمان دارد . برای درک این فواید ،تمسک به مکتب اهل بیت علیهم السلام و بهره مندی از سخنان ایشان هر چند کم ،بهترین یاری دهنده ی ما خواهد بود .

برای مشاهده مطلب کامل به ادامه مطلب بروید

  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰

فرزند خمینی.


به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، عکسی که می بینید ، در اردیبهشت ماه سال 1373 ، توسط «احسان رجبی» به ثبت رسیده است. محل عکس برداری ، ارتفاع 112 ، واقع در شمال منطقه ی عملیاتی «فکه» است. برادر حسین احمدی ، پیکر شهیدی که به تازگی تفحص شده است ، نظاره می کند. پیکر این شهید که پس از 12 سال ، چهره نمایانده است ، ویژگی بسیار بارز و تکان دهنده ای دارد.

دست ها و پاهای جسد با سیم تلفن بسته شده و در غربت و مظلومیت بی مانندی ، به احتمال قوی ، زنده به گور گردیده است. سیم تلفن های دور پاها به خوبی مشخص است. این معامله ای است که بعثی ها با بسیاری از بسیجیان و پاسداران مظلوم گرفتار شده در حلقه ی محاصره ی فکه کردند.

آیا به راستی کسی جز این رزمندگان بی نام و نشان ، شایستگی اطلاق عنوان «فرزند خمینی» را دارد؟ کسانی تنها به عشقِ آن نایب امام عصر(عج) وحشیانه ترین شکنجه ها را به جان خریدند و با گوشت و پوست و خون خود ، با امامِ عشق بیعت نمودند.

آی شما میراث داران روح الله ! وای بر روزگارتان ! پاهای بسته ی این بسیجی ، هشداری است هولناک برای شما ! هیچ یادتان هست کدام میراث حضرت روح الله است که خودش فرمود اگر از آن غفلت کنید ، گرفتار دوزخ الهی شده و خواهید سوخت؟؟



  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰

شهیدی استوار

پیکر مطهر یکی از شهدا که در عملیات آذر ماه 1360 حضور داشت. پیکر این شهید، تیر ماه 1361 در ارتفاعات تنگه کورک سر پل ذهاب، پس از عقب نشینی دشمن بعثی پیدا می‌شود.

خوشا به حالت؛تو در حال مرگ نیز استوار بودی

  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰


خسته از مدرسه برگشتم . در خانه را که باز کردم ، صدایی که از داخل به گوش می رسید مرا شگفت زده کرد. سراسیمه به داخل رفتم . دیدم دوپسرم،حسین و محمد با یکدیگر دعوایشان شده و در حال جیغ و فریادهستند.در این حال تلویزیون هم با صدای بلند روشن بود. دخترم سلما کهاز آن دو بزرگتر بود سعی می کرد برادرانش را ساکت کند ؛ ولی موفقنمیشد. من که وارد شدم آنها را ساکت و تلویزیون را خاموش کردم . تقریباآرامشی در خانه پدیدار شد. در این لحظه متوجه شدم که عباس در خانهاست و در گوشه ای از اتاق مشغول نماز خواندن. من از اینکه عباس درخانه بود و بچه ها اینطور شلوغ می کردند ناراحت شدم. پس از پایان نماز از او پرسیدم :شما در خانه حضور دارید و بچه ها این طور خانه را به هم می ریزند؟! او با مظلومیت تمام از من عذرخواهی کرد؛ولی من با شناختی که از عباس داشتم دریافتم که شکایتم بی مورد بوده است؛ چون عباس در آن موقع آنچنان غرق در نماز بوده ، که از همه اتفاقاتی که در اطرافش می گذشته بی اطلاع بوده است.

  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰

 بسمه تعالی

زندگینامه شهید بزرگوار

سرتیپ بابایی



نام : عباس بابایی

نام پدر : اسماعیل

تولد : ۱۴ آذر ۱۳۲۹

محل تولد : قزوین

راه یابی به دانشکده خلبانی نیروی هوایی : ۱۳۴۸

اعزام به آمریکا جهت تکمیل دوره خلبانی : ۱۳۴۹

بازگشت به ایران : ۱۳۵۱

فرماندهی پایگاه هشتم هوایی اصفهان (ارتقاء از درجه سروانی به درجه سرهنگ دومی) : ۷/۵/۱۳۶۰

معاون عملیات نیروی هوایی تهران (ترفیع به درجه سرهنگ تمامی) : ۹/۹/۱۳۶۲

افتخار به درجه سرتیپی : ۸/۲/۱۳۶۶

تاریخ شهادت : ۱۵ مرداد ۱۳۶۶

محل دفن : گلزار شهدای قزوین

طول مدت حیات : ۳۷ سال

نحوه شهادت : اصابت گلوله به پیکرش در حین انجام عملیات برون مرزی

شهید عباس بابایی، بزرگ مردی که در مکتب شهادت پرورش یافت ؛ مجاهدی که زهد و تقوایش بسان دریایی خروشان بود و هر لحظه از زندگانیش موج ها در برداشت. مرد وارسته ای که سراسر وجودش عشق و از خودگذشتگی و کرامت بود، رزمنده ای که دلاور میدان جنگ بود و مبارزی سترگ با نفس اماره ی خویش. از آن زمان که خود را شناخت کوشید تا جز در جهت خشنودی حق تعالی گام برندارد. به راستی او گمنام، اما آشنای همه بود. از آن روستاییِ ساده دل، تا آن خلبان دلیر و بی باک.


  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰


دونفری تا بهشت!


یادم هست در پتروشیمی عراق توی منطقه شلمچه خطی بود که نه خاکریز داشت نه سنگری. عراقیها بچه ها را با تیر مستقیم می زدند. یک روز این مسئله را با حسن در میان گذاشتند و گفتند: یک ماه است می خواهیم تو پتروشیمی یک خاکریز بزنیم ولی کسی داوطلب نمی شود چون خیلی خطرناک است. حسن در آن جلسه چیزی نگفت. فردای بعد از نماز هرچه گشتم پیدایش نکردم. یکی از راننده های لودر هم غیبش زده بود. حسن نیروهایش را خیلی خوب می شناخت. می دانست چه کاری از چه کسی ساخته است. بعداً معلوم شد نصف شب رفته سراغ راننده لودر که مورد اطمینانش بود و گفته بود: حاضری با هم تا بهشت بریم؟ راننده لودر هم گفته بود : چرا که نه؟ هر دو با هم می روند خط و شروع می کنند به خاکریز زدن. وقتی برگشتند سرتا پایشان خاکی بود و فقط چشمهایشان از شادی برق می زد.

راوی: برادر شهید

  • رهرو شهدا
  • ۰
  • ۰


بسم الرب النور

زندگینامه شهید والامقام

حسن آقاسی زاده شعر باف



حسن آقاسی زاده شعرباف در اول فروردین ماه سال 1338 در مشهد 

مقدس به دنیا آمد. از کوچکی علاقه زیادی به شرکت در مجالس مذهبی 

داشت. به همین خاطر اکثر مسائل رساله حضرت امام خمینی را حفظ 

بود. در زمان اوج گیری انقلاب به علت توزیع اعلامیه های امام (ره) در میان 

مردم، توسط ساواک بازداشت شد.

او که دوران تحصیل را با نمرات عالی گذرانده بود، با پیشنهاد آموزش و 

پرورش و با کسب اجازه از نماینده امام در قم جهت ادامه تحصیل عازم 

کانادا شد و با رتبه ای عالی موفق به دریافت کارشناسی ارشدمهندسی 

راه و ساختمان و پل سازی در دانشگاه «تورنتو» گردید. آقاسی زاده در 

کانادا فعالیت چشمگیری در انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان داشت. 

در سال 1361 به ایران بازگشت و وارد نهاد مقدس سپاه شد. وی به دلیل 

و ابراز شایستگی در معاونت فنی و مهندسی قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه

 پاسداران مشغول انجام وظیفه شد، پس از مدتی مأمور تأسیس 

قرارگاههای «صراط المستقیم و خاتم الانبیاء» گشت.

آقاسی زاده از ابتدای ورود به جبهه تا هنگام شهادت در 2400 پروژه 

کوچک و بزرگ از خط مقدم تا عقبه شهرها، شرکت داشت. وی در تاریخ 

بیست و هشتم مهرماه سال 1366 ندای حق را لبیک گفته به دیدار یزدان 

. مزار پاکش در صحن حرم مطهر امام رضا(ع) قرار دارد. از این شهید 

آقاسی سه فرزند به یادگار مانده است .


  • رهرو شهدا